تجربۀ جنگ تحمیلی، نشان داد که هرگاه مسئولین نسبت به روابط خارجی رفتار متناسب با عرف بینالمللیای که به رسمیت شناخته شده را رعایت نکنند و یا در سیاستها و گفتارها در داخل کشور دچار اختلاف گردند، و نقش مردم در صحنههای سیاست و نظارت خنثی شود، موقعیت ایران از جانب مرزها و کشورهای همسایه و دولتهای متجاوز دچار تهدید میگردد؛ چه بسا که خطر تجاوز به مرزها و یا فروپاشی حاکمیتها را دربرداشته باشد.
از آنجا که کشور ما از نظر سوقالجیشی پیوسته دارای موقعیت خطرناک و حساسی است، مسئولین و حکام میبایستی در سیاستگزاریها، شیوههای برخورد و ارتباطات در داخل و خارج بگونهای عمل کنند که استعمار حتی تصور ضعف و عدم توانایی اداره کشور، اختلاف و حضور کمرنگ مردم را در دفاع از امنیت و منافع ملی در خیال نداشته باشد.
یادمان نرود که در هنگام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از یکطرف تحریکات داخلی و خارجی علیه صدام خونخوار به عناوین مختلف مطرح بود و از طرف دیگر، نوپا بودن حاکمیت جدید، درگیریها و اختلافات بین سران، که به جای اندیشیدن به حل مشکلات داخلی و مردم به جنگ قدرت پرداخته بودند، استعمار و عراق را به طمعی واداشت که به احتمال زیاد در زمان رژیم پهلوی بارها مصمم به آن بوده ولی نتوانسته بودند به آن دست یابند. (که این خود به علتیابی جداگانهای نیاز دارد).
پس از انتخابات ریاستجمهوری دوره نهم، رئیسجمهور بجای بررسی و تجربهاندوزی از مواضع بیستوچندساله مسئولین قبلی، باید سعی بر حفظ مرزها، جزایر و آبهایی که از زمره مرزهای آبی ایران محسوب میشوند، میداشت. در اینباره افکار عمومی معتقد است که مواضع دولت بستر مناسبی شد برای انجام مقاصد استعمار غیررسمی و احتمالاً وقوع جنگ؛ رئیسجمهور مواضعی را اعلام نمود، که گویا انقلابی صورت گرفته و کشوری میخواهد از نو در روابط خارجی و داخلی خود سیاستگزاری کند؛ نتیجه آن شد که به لحاظ عدم وجود موقعیت مطلوب بینالمللی مرزها و به خصوص مرزهای آبی کشور «دریای خزر، خلیجفارس، اروندرود، رود هیرمند» در خطر افتد، و هماکنون موقعیت نامطلوبی بیش از گذشته بر روابط بینالمللی بر ایران سایه افکنده است.
مسلمانان جهان که از ابتدای انقلاب، امام و مسئولین تلاش میکردند آنان را به لحاظ نظری و عملی آنچنان قوی و قدرتمند گردند که بتوانند در کشور خود و جهان به جایگاه مقتدری دست بیابند، هنوز نتوانستند به چنین جایگاه مناسب و مطلوبی دست یابند. در حال حاضر هنگامی که به آنهایادآوری میشود، چرا از حقوق خودتان دفاع نمیکنید؟! پاسخشان این است که «اگر چنین کنیم منافع ما به خطر میافتد و ...». مهمتر از همه، در شرایطی که بسیاری از جوانان و خانوادههای نیازمند کشورمان در محرومیت بسر میبرند، اغلب آنان انتظار دارند بدون زحمت و تحرک لازم سرمایهها و درآمدهایی امثال کشور ما در اختیارشان قرار گیرد و درآمد نفت به آنان تقدیم گردد. بسیار اندکاند مسلمین کشورهایی که برای استقلال و آزادی تلاش و مبارزه میکنند، و با دوراندیشی، استراتژیای اتخاذ میکنند که تا حدی در این راه موفق شدهاند.
از اینرو میتوان اذعان داشت که مسلمین جهان خود در پی گزینش استراتژی و راهکارهای مناسب نبوده و چنانچه منافع کشورهایی که با آنان از نظر زبان، نژاد و ... همبستگی دارند به خطر افتد، حامی آنان بوده و عجمی بودن ایرانیان برای آنان در این مواقع مسئلهساز است، نمیتوانند حامی ایرانیان باشند، و در مقابل استعمار از ایران دفاع کنند تا آنجا حاضرند حمایت کنند که موقعیت خودشان بخطر نیفتد.
هم اکنون مدتهاست که افغانستان آب هیرمند را بر روی زابلیان بسته و زابلستانی که زمانی گندمش به لحاظ تولید فراوان، زنگ میزده، امروزه به علت بیآبی و خشکی هوا به سوی قاچاق همه نوع مواد و کالا روی آوردهاند.
در مورد دریای خزر: در نشستي که با حضور آقای خاتمی در شمال بخاطر ادعای همسایگان و بررسی موقعیت دریای خزر تشکیل شده بود با شنيدن اظهاراتی مبنی بر اینکه سهم ایران از این دریا یازده درصد میباشد، خاتمی با قهر جلسه را ترک کرد. اما هماکنون ادعاها افزون گشته است.
اروندرود که در تاریخ تعلق به ایرانش مشخص و معلوم است دچار مدعی شده است. خلیجفارس که ایران اسناد و مدارک بسیار مهم و قوی درباره «فارسی بودن» خلیج مذکور دارد، مانور نیرومند وسیع تبلیغاتی در صحنه بینالمللی تا کنون ارائه نداده است کشورهایی که مدعی مشارکت در خلیجفارس شدهاند مدارکی جمعآوری نمودهاند، بطور مثال: که فلان رئیسجمهور زمانی گفته است «این خلیج متعلق به عربهاست» و از این طریق در صحنه بینالمللی علیه واقعیت امر تبلیغات وسیعی میکنند، در حالیکه ایران تا کنون میبایست در سمینارهای بینالمللی چه در ایران و چه در کشورهای دیگر اسناد و مدارک معتبر خود را ارائه میکرد ولی متأسفانه مثل همه فعالیتها و حرکتهای مثبتی که به منافع ملی مرتبط است اقدامات و امور سیاسی- اجتماعی راکد و قفل کرده و منتظر است که با نیروی لایزال الهی، کمک مردم، عقلانیت نیروها و جریانهای سیاسی و متعهد، کلیدی یافت شود و این قفل را با قدرت افقبین و دورنگر خود بگشاید... انشاءالله
جامعه زنان انقلاب اسلامی




